تبلیغات
صدا کن مرا... - پاسخ دکتر حسابی به یکی از شاگردانش
 
صدا کن مرا...

پاسخ دکتر حسابی به یکی از شاگردانش 

روزی یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت: شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید، من که نمی خواهم موشک هوا کنم، می خواهم در روستایمان معلم شوم.
و از دکتر حسابی چنین پاسخی شنید: تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا نخواهد موشک هوا کند!

 





نوع مطلب : ❤داستان های آموزنده❤، ☀علمی☀، ★عمومی★، 
برچسب ها : پاسخ دکتر حسابی به یکی از شاگردانش،

foot pain after running
یکشنبه 4 تیر 1396 07:16 ب.ظ
My brother recommended I may like this blog.

He used to be entirely right. This put up truly made my day.
You cann't consider just how a lot time I had spent for this information! Thanks!
wryfixation2895.page.tl
جمعه 22 اردیبهشت 1396 12:07 ب.ظ
I'm no longer positive the place you are getting your info,
however good topic. I needs to spend a while finding out much more or working out more.
Thanks for wonderful information I was on the lookout for this information for
my mission.
معصومه
سه شنبه 20 دی 1390 11:49 ق.ظ
سلام
نوشته ی جالبی بود
راستی من که هر ظهر انلاین نیستم درس دارما
خونه تکونی وبمو دیدی اساسی شکلشو عوض کردم زدم تو کار صورتی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر






پیوندهای روزانه
ساعت
سخنان ماندگار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
بالای صفحه